Godfrey- Thomas-Vigne-b

نشانی از زورخانه در افغانستان
گادفری توماس واین، جهانگرد انگلیسی در سال 1835 میلادی در زمان حکمرانی “دوست محمد خان” در افغانستان به این کشور سفر می‌کند، این سفر تا سال 1838 ادامه دارد و گادفری در سال 1843 مشاهدات‌اش را در کتابی با عنوان “يک روايت شخصي از سفر به غزنه، کابل و افغانستان” به چاپ می‌رساند.
در این سفر “نواب جبار خان” برادر دوست محمدخان، میزبان “گادفری” است و او را در بخش‌هایی از سفر همراهی می‌کند، در اوایل سفرنامه گادفری به” زورخانه” به عنوان یکی از مقاصد سفرش اشاره می‌کند ولی به جزییات بیشتری نمی‌پردازد. تصویر زیر نقاشی گادفری است از سردسته کشتی‌گیران در کابل.
با سپاس از “مجید مشتاق” برای ترجمه بخش‌هایی از این سفرنامه.

“اي الاغ! من نبايد از وجود آن باخبر مي‌شدم.
عصر همه بيدار بودند، شتردارها، سوار شترها بودند، مردها دسته دسته نشسته، مشغول سيگار کشیدن و گفتگو بودند. از اين خيمه به آن خيمه هم زنها مشغول غيبت کردن و وراجي! بچه‌ها هم با سر و صداهايي که در مي‌آوردند غرق شادي بودند.
چاشت عصر آماده شده بود، قبل از خواب شب هم چادرها جمع شد که صبح معطل نشوند، نگهبانان از دل شب به مبارزه طلبيده شدند، با تفنگهای فيتله‌ای شليک کردند به اين خيال که دزدان در چنگشانند.
صبح روز بعد به فاصله کمتر از يک ربع، بين قیل و قال قبل از حرکت و شروع حرکت…
مقصد بعدي زورخانه بود
يک راهپيمايي کوتاه بود اما راهش ساده نبود، نواب، سالي دو هزار روپيه از شيخ ناحيه حقوق مي‌گرفت، راهپيمايي بعدي 16 مايل (26 کيلومتر) تا شونکول، جايی خشک و بي آب و علف ،جايي که جيوه دماسنج118 درجه فارنهايت در حدود 48 درجه سانتيگراد را نشان مي‌داد. آنجا قبيله لوهاني‌ها، به رود گومول با شادي درود فرستادند و ما از آب آن حسابي نوشیدیم.
اين رود – آنطور که گفته می‌شود – از بلات آمده بود که چهار روز راه بود از آنجا تا غزنه.
داشتم بابت دوا و داروهايي که به اين و آن مي‌دادم حسابي معروف مي‌شدم. چند روز قبل جان يکي از اين ارباب‌هاي لوهاني ها را از مرگ حتمي نجات داده بودم. اسهال سختی گرفته بود، مريض بعديم يک خانم جوان بود از اهل حرم، با برقع و روبنده
من پايين صورتش را ديدم که خيلي زيبا بود …

Godfrey- Thomas-Vigne-1
Godfrey- Thomas-Vigne-2

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *