Gulistan-Sadi-a

حكايت کشتی گرفتن شاگرد با استاد در گلستان سعدی
در سراسر مشرق حكايتى كه سعدى به نحو احسن بيان كرده رواج دارد: «يكى از معلمان كشتى شاگردى مستعد داشت و به وى سيصد و شصت و پنج فن از فنون كشتى را آموخت. هنگامى كه معلم به كهولت رسيد، شاگرد تفاخركنان گفت كه شهرت معلمش بى‌جاست و وى به سهولت مى‌تواند بر وى غلبه كند.
شاه كه به اين نكته واقف شده بود، دستور داد اين دو پهلوان كشتى بگيرند.
استاد پير به كمك فن سيصد و شصت و ششم بر شاگرد نيرومند خود پيروز شد و در پاسخ به گلۀ او كه چرا تمام فنون را به وى نياموخته است، گفت چندان نادان نبودم كه به ياد روزهاى پيرى خود نباشم.
شاه را عاقبت‌انديشى وى خوش آمد و به وى خلعتى بخشيد .
نتيجۀ اخلاقى كه شاعر از اين حكايت مى‌گيرد اين است كه هيچ‌كس نبايد آخرين شگرد را به شاگردانش بياموزد.
پ ن1: نوشته بالا از سفرنامه یاکوب ادوارد پولاک با ترجمه کیکاووس جهانداری انتخاب شده و اشاره دارد به حکایت 27 ام نخستین باب گلستان؛ باب سیرت پادشاهان
پ ن2: تصاویر زیر، مبارزه استاد و شاگرد را در نسخه های مختلف گلستان نمایش می دهد.
سعدی در ویکی پدیا

Gulistan-Sadi-1
Gulistan-Sadi-2
Gulistan-Sadi-3
Gulistan-Sadi-4
Gulistan-Sadi-5
Gulistan-Sadi-6
Gulistan-Sadi-7

برچسب زده شده با :
 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *