mirnejat-esfahani-bگل کشتی؛ منظومه‌ای از میرنجات اصفهانی
میرعبدالعالی نجات اصفهانی از شعرای نیمه دوم قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم است. از میان آثار “میرنجات”، منظومه‌ای با عنوان “گل کشتی” به جهت اشاره‌های دقیق به فنون کشتی و اصطلاحات زورخانه‌ای در ابیاتش، یکی از معتبرترین اسناد تاریخ ورزش زورخانه‌ای به حساب می‌آید.
منظومه 268 بیتی مذکور، که نمایانگر رواج و اهمیت این ورزش در عصر صفوی است، علاوه بر ایران در هند نیز به چاپ رسیده است.
مرحوم “پرتو بیضایی” در گفتار پایانی کتاب “تاریخ ورزش باستانی ایران” به تفصیل به شرح این منظومه پرداخته است.
تصویر زیر فضای زورخانه های قرن دوازدهم را بر اساس برداشت نقاش از ابیات این شعر نمایش می دهد.گروه موسیقی در حال نواختن سازهایشان هستند و یکی از ورزشکاران در حال جست و خیز بر روی میله، عملیاتی که بیشتر در تصاویر پهلوانی کشور هند به چشم می خورد و شاید مشابهتی با “شلنگ تخته” داشته باشد.
لازم به توضیح است که در روزگار گذشته، بعد از پایان ورزش در زورخانه و شروع کشتی دو پهلوان در گود، ابیات و عباراتی توسط کهنه سوار خوانده می‌شده که به آن “گل کشتی” می‌گفتند .
بخش هایی از منظومه” گل کشتی” میرنجات در اینجا آمده است.
خانه ورزش ما هست علی رغم فلک
سرزمینی که بود پاک‌تر از چشم ملک
ورزش فقر بود روز و شبان در سر ما
خاک کشتی است همه بالش ما بستر ما
بوریایی که از آن بوی ریا می‌آید
کی سزاوار بسر منزل ما می‌آید…
خانه ورزش ما جای هوس‌ناکان نیست
جای پاکان بود این منزل ناپاکان نیست
زورخانه است دلا چند گهی ماوا کن
به خرابات و مناجات رهی پیدا کن

mirnejat-esfahani-2
mirnejat-esfahani-1

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *