Rustam-Puladvand-b

پهلوانی از چین یا دیوی از توران
خاقان چین به دست رستم اسیر شده و افراسیاب در اندیشه پیروزی بر سپاه ایران است. افراسیاب نامه ای به پولادوند می‌نویسد و از وی می‌خواهد آماده نبرد با رستم شود.
پادشاه توران نیمی از پادشاهی‌اش را پاداش کشته شدن رستم قرار می‌دهد. پولادوند می‌پذیرد و سپیده دم نبرد دو پهلوان آغاز می‌شود.
در ابتدا پولادوند کمندی می‌اندازد و رستم کمند را با شمشیر پاره کرده و با گرز بر سر پولادوند می‌کوبد.
پولادوند بر روی زمین می‌افتد و نبرد با کشتی گرفتن ادامه می‌یابد.
بزد دست و برداشتش نره شیر             به گردن برآورد و افگند زیر
رستم، پولادوند را با سر به زمین می‌کوبد و بی‌جان رهایش می‌کند….

برداشت‌های متفاوتی از این داستان وجود دارد دسته‌ای پولادوند را پهلوانی دیو صفت معرفی کرده‌اند و دسته ای او را دیوی برای خدمت‌رسانی به پادشاه توران.
این اختلاف نظرها در نوع نگاه نگارگرانی که نبرد رستم و پولادوند را در نسخه‌های مختلف شاهنامه به تصویر کشیده اند نیز قابل مشاهده است.
پیشنهاد مطالعه: مقاله شناخت هویّت پولادوند براساس روایت‌های حماسی نوشته رضا غفوری و مهدی محمدی

 

Rustam-Puladvand-1
Rustam-Puladvand-2
Rustam-Puladvand-3
Rustam-Puladvand-4
Rustam-Puladvand-5
Rustam-Puladvand-6
Rustam-Puladvand-7
Rustam-Puladvand-8
Rustam-Puladvand-9
Rustam-Puladvand-10
Rustam-Puladvand-11
Rustam-Puladvand-12

برچسب زده شده با :
 

یک پاسخ برای Puladvand & Rustam

  1. mozhgan گفت:

    سلام وبلاگ خوبی بود ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *