Naseredin shah-a
اندر حکایت سلطان صاحبقران و پهلوان یزدی بزرگ

تصویر اول:
“ابراهیم حلاج” جوان بیست و چند ساله‌ای است که آوازه‌ی درشتی اندام و توانایی‌اش در کشتی گرفتن به تهران رسیده است.
“حاج حسن بد افت”، پهلوان‌باشی دربار ناصر الدین شاه، او را به پایتخت فرا می‌خواند.
ابراهیم با شکست دادن “شعبان سیاه قمی”، صاحب بازوبند پهلوانی ایران شده و مورد توجه شاه قرار می‌گیرد.
گفته می‌شود در سفر ناصرالدین شاه به روسیه، در رکاب شاه بوده و با کشتی‌گیران آن دیار مبارزه کرده است.
به گفته فرزند پهلوان، عکسی از روزگار جوانی و قدرت وی برداشته نشده است.
تصویر دوم:
یکه تازی “یزدی بزرگ” بعد از نزدیک به 30 سال از زمانی که به تهران آمد، پایان می یابد، زمانه، زمانه ی” اکبر خراسانی” است.
ناصرالدین شاه به سبب علاقه ای که به ابراهیم دارد، عنوان “پهلوان باشی” به او می بخشد، اکنون او باید بیرون گود بایستد و کشتی گیران را برای خاک کردن پهلوان اکبر خراسانی تربیت کند.
“پهلوان باشی” پیر شده است، ریش هایش را رنگ می کند و عصا به دست می گیرد.
در این عکس تنکه‌ی کهنه‌اش را پوشیده و جلوی دوربین” آقا رضا عکاسباشی” به کمک عصا ایستاده است تا قدیمی‌ترین پهلوانی باشد که پرتره می‌اندازد و جاودانه می‌شود.
تصویر سوم:
ناصرالدین شاه کشته شده است و “یزدی بزرگ” عزادار است، می‌گویند ریش‌هایش را رنگ نمی‌کند و لباس عزا به تن دارد، گویی روزگار “پهلوان یزدی بزرگ” نیز به پایان رسیده است.

پهلوان یزدی بزرگ در ویکی پدیا

Yazdi-Bozorgi-4
Yazdi Bozorg-2
Yazdi Bozorg-3

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *